دیکشنری فارسی

B (3)

معنی کامل و مثال‌ها

● مخفف:

● مرد مجرد، لیسانسیه

● باسیل

● (بازی بیس‌بال) بیس، مامور بیس، چوگان زن

● (موسیقی) باس (بم)، باسو

● باطری

● بومه

● خلیج کوچک

● کتاب مقدس

● میلیارد، بیلیون

● (شطرنج) فیل

● بولیوار (واحد پول کشور ونزوئلا)

● کتاب

● متولد

● (شیمی) علامت بور

● پهنا

● درخشش

● انگلیسی

● برادر

● اخوت، برادری

● (فیزیک) رسانایی مغناطیسی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن