دیکشنری فارسی

Balinese

معنی فارسی

وابسته به جزيره ي بالي و مردم و زبان و فرهنگ

آن

بومي يا ساکن بالي

نوعي گربه ي مو بلند ، گربه ي بالي

معنی کامل و مثال‌ها

/bä´lǝ nēz´/adj., n., pl.

● وابسته به جزیره‌ی بالی و مردم و زبان و فرهنگ آن

● بومی یا ساکن بالی

● نوعی گربه‌ی مو بلند، گربه‌ی بالی

ریشه و کاربرد

ریشه

From Bali + -ese.

مثال

  • She learned to dance the Balinese way.
  • The Balinese culture is rich in art and tradition.
  • The Balinese language is spoken by the majority of the population.

ترکیب‌های رایج

Balinese art Balinese tradition Balinese dance Balinese music Balinese cuisine

تعریف انگلیسی

noun
  1. the Indonesian language of the people of Bali

واژه‌های دیگر با معنی «وابسته به جزيره ي بالي و مردم و زبان و فرهنگ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن