دیکشنری فارسی

Band-Aid

UKəmbændeid

معنی کامل و مثال‌ها

/band´ād´/n., adj.

● (نام تجارتی)

● نوار کوچک زخم بندی که لبه‌های آن چسبناک است

● (مجازی - B و A کوچک) چاره‌ی سطحی و موقتی (برای مسئله‌ای بغرنج و حیاتی)

these band-aid solutions will not solve the problem of poverty

این راه حل‌های سطحی مسئله‌ی فقر را بر طرف نخواهد کرد.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن