دیکشنری فارسی

Burmese

USbə'mi:z

معنی فارسی

برمه اي ، اهل برمه

انواع گربه هايي که اصل آنها از برمه است و

پشم نرمو براق به رنگ قهوه اي پررنگ و

چشمان گرد و زرد دارند ، گربه ي برمه

وابسته به زبان و فرهنگ برمه

معنی کامل و مثال‌ها

/bǝr mēz´/adj., n., pl.

● اهل کشور برمه (میانمار)، وابسته به برمه، برمه‌ای (Burman هم می‌گویند)

● انواع گربه‌هایی که اصل آنها از برمه است و پشم نرم و براق به رنگ قهوه‌ای پررنگ و چشمان گرد و زرد دارند، گربه‌ی برمه

● وابسته به زبان و فرهنگ برمه

ریشه و کاربرد

ریشه

From Burma, the former name of Myanmar.

مثال

  • She is studying the Burmese language.
  • Burmese cuisine is known for its rich flavors and spices.
  • The Burmese people have a rich cultural heritage.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. a native or inhabitant of Myanmar
  2. the official language of Burma
  3. of or relating to or characteristic of Myanmar or its people “the Burmese capital” “Burmese tonal languages” “Pertains to noun: Myanmar”

واژه‌های دیگر با معنی «برمه اي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن