دیکشنری فارسی

C (4)

معنی کامل و مثال‌ها

● مخفف:

● شمع

● (برق) ظرفیت الکتریکی، اندازه‌ی برقی

● (جغرافی) دماغه، سنگ‌پوز

● قیراط

● (شیمی) کربن

● (بیس بال) گیرنده‌ی گوی

● کاتود

● کاتولیک

● سانتی‌گراد

● سنت (یک صدم دلار)

● سنتاو (واحد پولی برخی کشورهای امریکای لاتین)

● (ورزش) سنتر، سانتر، بازیکن وسط

● (پول فرانسه) سانتیم

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن