پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
CTO
معنی فارسی
combined transport operator
عامل حمل و نقل ترکيبي
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن