دیکشنری فارسی

E.M.F

معنی فارسی

electromotive force نيروي محرکه الکتريکي نيروي برقراني

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن