پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
EMF or emf
معنی کامل و مثالها
●
مخفف: (برق) نیروی محرکهی برقی
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن