دیکشنری فارسی

F (2)

معنی کامل و مثال‌ها

● مخفف:

● فارنهایت

● پدر

● فوریه

● عضو (Fellow) انجمن یا فرهنگستان و غیره

● مونث، مادینه

● (نژاد شناسی) از نسل پسری

● عالی، ظریف (fine)

● (بیمه) آتش سوزی

● فرانک (پول فرانسه)

● فرانسه، فرانسوی

● جمعه

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن