دیکشنری فارسی

F.

معنی فارسی

مخفف کلمات زير است :

فارنهايت ، نام شخصي از اهالي پروس که دماسنجي با

درجات مخصوص درست کرد Fahrenheit

فرمول ، ترکيب ، سرنوشت fiat

دامنه بينائي field of vision

فرمول formula

فرانسوي (کاتتر فرانسوي) French

نامي که سابقا به تيره فوزوباکتريوم ميدادند Fusiformis

واژه‌های دیگر با معنی «مخفف کلمات زير است :»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن