دیکشنری فارسی

Finland

US'fın'lænd

معنی فارسی

کشور فنلاند خليج فنلاند

معنی کامل و مثال‌ها

/fin´lǝnd/

● کشور فنلاند

● خلیج فنلاند (شاخه‌ای از دریای بالتیک)

تعریف انگلیسی

noun
  1. republic in northern Europe; achieved independence from Russia in 1917

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن