دیکشنری فارسی

Finnish

UKfiniʃ US'fınıʃ

معنی فارسی

فينلاندي

وابسته به زبان فنلاندي و کشورفنلاند ،

فنلاندي

معنی کامل و مثال‌ها

/fin´ish/n., adj.

● زبان فنلاندی (از زبان‌های فینیک - شاخه‌ای از زبان‌های فینو اوگریک Finno-Ugric هستند)

● وابسته به زبان فنلاندی و کشور فنلاند، فنلاندی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. the official language of Finland; belongs to the Baltic Finnic family of languages
  2. of or relating to or characteristic of Finland or the people of Finland “Finnish architecture” “Pertains to noun: Finland”

واژه‌های دیگر با معنی «فينلاندي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن