Fox (1)
معنی کامل و مثالها
/fäks/n.
● قبیلهی سرخپوستان فاکس که در ایالت ایوا زندگی میکنند
● سرخپوست فاکس
● زبان فاکس
/fäks/n.
● قبیلهی سرخپوستان فاکس که در ایالت ایوا زندگی میکنند
● سرخپوست فاکس
● زبان فاکس
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن