دیکشنری فارسی

France

UKfrɑːns USfræns

معنی فارسی

فرانسه

معنی کامل و مثال‌ها

/frans, fräns/

● آناتول فرانس (نویسنده‌ی فرانسوی)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a republic in western Europe; the largest country wholly in Europe
  2. French writer of sophisticated novels and short stories (1844-1924)

واژه‌های دیگر با معنی «فرانسه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن