دیکشنری فارسی

Frankish

US'fræŋkıʃ

معنی فارسی

وابسته به فرانکها فرنگي زبان فرانک ها

معنی کامل و مثال‌ها

/fraŋk´ish/n., adj.

● (وابسته به زبان ژرمنی فرانک‌ها و فرهنگ آنها) فرانکی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or relating to the Franks “Pertains to noun: Frank”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن