دیکشنری فارسی

Frey

USfreı

معنی فارسی

فراي

معنی کامل و مثال‌ها

/frā/

● (اسطوره‌ی نورس) فرای (دار گونه‌ی محصولات و باروری و رونق و عشق) (Freyr هم می‌گویند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. (Norse mythology) god of earth's fertility and peace and prosperity; son of Njorth and brother of Freya; originally of the Vanir; later with the Aesir

واژه‌های دیگر با معنی «فراي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن