دیکشنری فارسی

Frisian

معنی فارسی

اهلفريزلنولايتي ازهلند ، زبان فريزلند

عضو قبيله ي باستاني آلماني نژاد

زبان فريزي که شبيه به هلندي و انگليسي کهن

است

معنی کامل و مثال‌ها

/frizh´ǝn, frē´zhǝn/n., adj.

● بومی سرزمین فریزلند و یا جزایر فریزیان

● عضو قبیله‌ی باستانی آلمانی نژاد (ساکن در شمال هلند)

● زبان فریزی (یا فریزیان) که شبیه به هلندی و انگلیسی کهن است

● وابسته به جزایر فریزی (یا فریزیان) و یا سرزمین فریزلند

تعریف انگلیسی

adjective
  1. a native or inhabitant of Friesland or Frisia
  2. a West Germanic language spoken in Friesland in the northwestern Netherlands; a near relative of English
  3. of or relating to the people or culture or language of Friesland or Frisia “Pertains to noun: Friesland, Frisia”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن