پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
GFR.
معنی فارسی
= glomerular filtration rate
سرعت پالايش گلومرولي
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن