دیکشنری فارسی

German (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/ju_r´mǝn/n., adj.

● آلمانی، اهل آلمان

● زبان آلمانی (که در آلمان و اتریش و سوئیس تکلم می‌شود)

● (G کوچک) نوعی رقص دسته جمعی که در آن همرقص‌ها مرتب عوض می‌شوند

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن