دیکشنری فارسی

Gordian knot

معنی کامل و مثال‌ها

/gôr´dē ǝn/

● (افسانه‌ی یونان)

● گره‌ی گوردیان (گوردیوس ((سلطان فری جیا)) طنابی را گره زد و اعتقاد بر این بود که هر کس این گره رابگشاید مالک و سرور آسیا خواهد شد. اسکندر مقدونی پس از مشاهده گره شمشیر بر کشید و آن را با یک ضربه قطع کرد)

● مسئله‌ی گیج کننده، مشکل معما مانند

* to cut the Gordian knot

(در رویارویی با مشکلی بغرنج) راه حل سریع و دلیرانه‌ای یافتن

تعریف انگلیسی

noun
  1. any very difficult problem; insoluble in its own terms
  2. an intricate knot tied by Gordius, the king of Phrygia, and cut by the sword of Alexander the Great after he heard that whoever undid it would become ruler of Asia

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن