Gordian knot
معنی کامل و مثالها
/gôr´dē ǝn/
● (افسانهی یونان)
● گرهی گوردیان (گوردیوس ((سلطان فری جیا)) طنابی را گره زد و اعتقاد بر این بود که هر کس این گره رابگشاید مالک و سرور آسیا خواهد شد. اسکندر مقدونی پس از مشاهده گره شمشیر بر کشید و آن را با یک ضربه قطع کرد)
● مسئلهی گیج کننده، مشکل معما مانند
* to cut the Gordian knot
(در رویارویی با مشکلی بغرنج) راه حل سریع و دلیرانهای یافتن
تعریف انگلیسی
noun
- any very difficult problem; insoluble in its own terms
- an intricate knot tied by Gordius, the king of Phrygia, and cut by the sword of Alexander the Great after he heard that whoever undid it would become ruler of Asia