دیکشنری فارسی

Gorgon

US'gɔ:gən

معنی فارسی

يکي ازسه زنيکه موي سرشان ماربودوهرکس

بدانهانگاه ميکردسنگ ميش

زن بسيار زشت ، زن بسيار بد سيما ، عجوزه ،

عفريته

معنی کامل و مثال‌ها

/gôr´gǝn/n.

● (اساطیر یونان) هریک از سه خواهری که موهای سرشان مار بود و آنقدر زشت و مهیب بودند که هرکس به آنها نگاه می‌کرد سنگ می‌شد

● (با G کوچک) زن بسیار زشت، زن بسیار بد سیما، عجوزه، عفریته

تعریف انگلیسی

noun
  1. (Greek mythology) any of three winged sister monsters and the mortal Medusa who had live snakes for hair; a glance at Medusa turned the beholder to stone

مترادف‌ها

I. noun
Spectre, hobgoblin, ogre, fright, poker, bugaboo, hydra, frightful object.
II. adjective
Gorgon like, terrible, frightful, terrific, horrible, petrifying, paralyzing.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن