دیکشنری فارسی

Harpy

معنی فارسی

جانوري که تن ورخسارزن وبال وچنگال مرغ

داشت ، ادم درنده خو

آدم حريص ، آدم پر طمع و بيانصاف

زن ارغه ، سليطه

معنی کامل و مثال‌ها

/här´pē/n., pl.

(اسطوره‌ی یونان) هارپی (هر یک از موجودات کثیف و حریص که سر و بدن زن و بال و پاهای پرندگان را داشتند)

(H کوچک) آدم حریص، آدم پر طمع و بی‌انصاف

(H کوچک) زن ارغه، سلیطه

تعریف انگلیسی

noun
  1. a malicious woman with a fierce temper
  2. any of various fruit bats of the genus Nyctimene distinguished by nostrils drawn out into diverging tubes
  3. large black-and-white crested eagle of tropical America

مترادف‌ها

noun
1. (Mythology) Defiling monster, half bird, half woman.
2. Duck hawk, marsh harrier, moor buzzard, (Circus aeruginosus).
3. Extortioner, sharper, plunderer.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن