Harrow
UKhærou
US'hærəu
معنی فارسی
شانه زمين صاف کن ، مازو ، کلوخ شکن ،
زخم مردن ، ريش کردن ، ازردن
مدرسه ي پسرانه ي هارو
معنی کامل و مثالها
/har´ō/
● برزن هارو (در شهر لندن)
● مدرسهی پسرانهی هارو (که در این محله واقع است)
مترادفها
verb active
1. Draw a harrow over, till with a harrow.
2. Lacerate, tear, rend, wound, torment, torture, harass.