دیکشنری فارسی

Harrow

UKhærou US'hærəu

معنی فارسی

شانه زمين صاف کن ، مازو ، کلوخ شکن ،

زخم مردن ، ريش کردن ، ازردن

مدرسه ي پسرانه ي هارو

معنی کامل و مثال‌ها

/har´ō/

برزن هارو (در شهر لندن)

مدرسه‌ی پسرانه‌ی هارو (که در این محله واقع است)

مترادف‌ها

verb active
1. Draw a harrow over, till with a harrow.
2. Lacerate, tear, rend, wound, torment, torture, harass.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن