دیکشنری فارسی

Hercules

US'hə:kjə'li:z

معنی فارسی

هرکول:پهلوان نامي دراساطيريونان وروم ،

رستم يونان

استارگان هرکول

مرد غول پيکر ، تهمتن

معنی کامل و مثال‌ها

/hu_r´kyōō lēz´/n.

(اسطوره‌های یونان و روم) هرکول، هرکولس (فرزند غول پیکر و نیرومند و چماق‌دار زوس یا زاوش)

(نجوم) استارگان (مجمع‌الکواکب) هرکول

(H کوچک) مرد غول پیکر، تهمتن

تعریف انگلیسی

noun
  1. (classical mythology) a hero noted for his strength; performed 12 immense labors to gain immortality
  2. a large constellation in the northern hemisphere between Lyra and Corona Borealis

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن