Hesperian
معنی فارسی
باختري مغربي غربي خورنشين وابسته به هسپريد
معنی کامل و مثالها
/hes pir´ē ǝn/adj., n.
● وابسته به هسپریا (باختر زمین)
● باختری، غربی، خورنشین
● وابسته به هسپرید
● (نادر) ساکن باختر زمین، ایتالیایی، اسپانیایی
مترادفها
adjective
(Poetical.) Western, occidental.