دیکشنری فارسی

Hesperian

معنی فارسی

باختري مغربي غربي خورنشين وابسته به هسپريد

معنی کامل و مثال‌ها

/hes pir´ē ǝn/adj., n.

● وابسته به هسپریا (باختر زمین)

● باختری، غربی، خورنشین

● وابسته به هسپرید

● (نادر) ساکن باختر زمین، ایتالیایی، اسپانیایی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. denoting or characteristic of countries of Europe and the western hemisphere “occidental civilization” “Hesperian culture”

مترادف‌ها

adjective
(Poetical.) Western, occidental.

واژه‌های دیگر با معنی «باختري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن