دیکشنری فارسی

I (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/ī/pron., n., pl.

● (ضمیر فاعلی اول شخص مفرد) من (ضمیر مفعولی اول شخص مفرد: me)

I have two brothers

من دو برادر دارم.

I love her and she loves me

من او را دوست دارم و او مرا دوست دارد.

I love my children

من فرزندان خود را دوست دارم.

I will take what is mine

آنچه را که به‌من تعلق دارد برخواهم داشت.

I think therefore I am

(دکارت) فکر می‌کنم، لذا وجود دارم.

I would rather die on my feet than live on my knees

ایستاده (مردانه) مردن را به زانو زده زندگی کردن ترجیح می‌دهم.

● خود، خودیت، خویشتن

the "we" is more important than the "I"

((ما)) از ((من)) مهمتر است.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن