دیکشنری فارسی

Iraqi

USıə'rækı

معنی فارسی

عراقي

گويش عربي که در عراق تکلم ميشود

معنی کامل و مثال‌ها

/i rä´kē, -rak´ē/adj., n., pl.

● عراقی، وابسته به مردم عراق و فرهنگ آنان

● گویش عربی که در عراق تکلم می‌شود

تعریف انگلیسی

adjective
  1. a native or inhabitant of Iraq “the majority of Iraqi are Arab Shiite Muslims although Sunni Muslims control the government”
  2. of or relating to Iraq or its people or culture “Iraqi oil” “Iraqi refugees” “Pertains to noun: Iraq (for: Iraki), Iraq”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن