دیکشنری فارسی

Loki

معنی فارسی

لوکي

معنی کامل و مثال‌ها

/lō´kē/

● (افسانه‌ی نورس) لوکی (خدایی که مرتبا فتنه برپا می‌کند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. (Norse mythology) trickster; god of discord and mischief; contrived death of Balder and was overcome by Thor

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن