OK or OK
معنی کامل و مثالها
/ō kā´/adj., adv.,interj., n., pl.
● درست و صحیح
● خوب
● خوب است، باشد، عیبی ندارد، خب
● آره، بله
● موافقت، اجازه، رخصت (okay هم مینویسند)
we first have to get his OK
اول باید موافقت او را جلب کنیم.
she gave her OK
او موافقت کرد.
● موافقت کردن، صحه گذاشتن، پذیرفتن، اجازه دادن، رخصت دادن
he OK'd my request
با درخواست من موافقت کرد.