دیکشنری فارسی

P.

معنی فارسی

-1 نشانه شيميائي عنصر فسفر.

-2 مخفف کلمات زير است:

وضعيت ، چگونگي، مکان، موقعيت. position

پير چشمي. presbyopia

نزديک. proximum

مشت، مشتي. pugillus

نبض. puise

مردمک. pupil

-1 سنجيدن. -2 انديشه کردن، سبک سنگين کردن. pondere

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن