دیکشنری فارسی

Phrygian

US'frıdʒıən

معنی فارسی

وابسته به فريجيه و مردم و زبان و فرهنگ آن

اهل فريجيه

زبان هند و اروپايي اين سرزمين

معنی کامل و مثال‌ها

/fri´jē ǝn, -jǝn/adj., n.

وابسته به فریجیه و مردم و زبان و فرهنگ آن

اهل فریجیه

زبان هند و اروپایی این سرزمین

تعریف انگلیسی

noun
  1. a native or inhabitant of Phrygia
  2. a Thraco-Phrygian language spoken by the ancient inhabitants of Phrygia and now extinct--preserved only in a few inscriptions

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن