دیکشنری فارسی

Procrustean

معنی فارسی

در بابکسيکه ميخواهدبزوريا با

وسائلسختکارهارا درستکند

ستمگر ، ستمگرانه

معنی کامل و مثال‌ها

/prō krus´tē ǝn/adj.

وابسته به پروکراستیز (Procrustes)

ستمگر، ستمگرانه

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن