دیکشنری فارسی

Promethean

معنی فارسی

وابسته به پروميتوس .

جانبخش ، آفريدگر

معنی کامل و مثال‌ها

/prō mē´thē ǝn/adj., n.

● وابسته به: Prometheus، پرومیتوسی

● جانبخش، آفریدگر

مترادف‌ها

adjective
Life giving, inspiring.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن