Puritan
UKpjeəritən
US'pjuərətən
معنی فارسی
کسيکه دراصولمذهبي و اخلاقي سختگيري
زياد ميکند
آدم سختگير در امور مذهبي و اخلاقي ،
بنياد گراي ، خشکه مقدس
رجوع شود به puritanical
معنی کامل و مثالها
/pyoor´i tǝn/n., adj.
● (انگلیس و امریکا - پروتستانهای هوادار ساده سازی مراسم و زندگی کلیسایی و سختگیری مذهبی و اخلاقی) پیوریتن، پاکدین
● (P کوچک) آدم سختگیر در امور مذهبی و اخلاقی، بنیاد گرای (مذهبی)، خشکه مقدس
● رجوع شود به: puritanical
تعریف انگلیسی
noun
- someone who adheres to strict religious principles; someone opposed to sensual pleasures
- a person excessively concerned about propriety and decorum