دیکشنری فارسی

Puritan

UKpjeəritən US'pjuərətən

معنی فارسی

کسيکه دراصولمذهبي و اخلاقي سختگيري

زياد ميکند

آدم سختگير در امور مذهبي و اخلاقي ،

بنياد گراي ، خشکه مقدس

رجوع شود به puritanical

معنی کامل و مثال‌ها

/pyoor´i tǝn/n., adj.

(انگلیس و امریکا - پروتستان‌های هوادار ساده سازی مراسم و زندگی کلیسایی و سختگیری مذهبی و اخلاقی) پیوریتن، پاکدین

(P کوچک) آدم سختگیر در امور مذهبی و اخلاقی، بنیاد گرای (مذهبی)، خشکه مقدس

رجوع شود به: puritanical

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone who adheres to strict religious principles; someone opposed to sensual pleasures
  2. a person excessively concerned about propriety and decorum

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن