دیکشنری فارسی

Russian

UKrʌʃən US'rʌʃən

معنی فارسی

روسي زبان روسي اهلروسيه

معنی کامل و مثال‌ها

/rush´ǝn/adj., n.

● وابسته به روسیه و مردم و زبان و فرهنگ آن، روسی، ارسی، روس

● زبان روسی (از زبان‌های اسلاو خاوری)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. a native or inhabitant of Russia
  2. the Slavic language that is the official language of Russia
  3. of or pertaining to or characteristic of Russia or its people or culture or language “Russian dancing” “Pertains to noun: Russia”

واژه‌های دیگر با معنی «روسي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن