دیکشنری فارسی

Saturnian

معنی فارسی

کيواني ، رحلي ، وابسته به ربالنوعزمان ، خوش ،

اسوده ، کيواننشين

وابسته به سياره ي کيوان ، زحلي

معنی کامل و مثال‌ها

/sǝ tu_r´nē ǝn/adj.

● وابسته به خدای رومی: ساتورن، ساتورنی

● وابسته به سیاره‌ی کیوان، کیوانی، زحلی

مترادف‌ها

adjective
1. Of Saturn.
2. Palmy, joyous, halcyon, golden, happy, innocent, simple, pure.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن