دیکشنری فارسی

TV dinner

معنی کامل و مثال‌ها

● (امریکا) خوراک پخته و یخ‌زده (که گرم می‌کنند و می‌خورند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a meal that is prepared in advance and frozen; can be heated and served

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن