دیکشنری فارسی

Thuringian

معنی فارسی

وابسته به استان تورينگن و مردم و فرهنگ آن

ساکن تورينگن

معنی کامل و مثال‌ها

/thōō rin´jē ǝn/adj., n.

● وابسته به استان تورینگن و مردم و فرهنگ آن

● ساکن تورینگن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن