دیکشنری فارسی

Tinkertoy

معنی فارسی

تينکر توي سر هم بنديشده باسمه اي بيدوام بدساخت پوشالي

معنی کامل و مثال‌ها

/tiŋk´ǝr toi´/n., adj.

● (نام بازرگانی قطعات چوبی که کودکان باید به هم سوار کنند و از آن اسباب بازی بسازند) تینکر توی

● (T کوچک) سر هم بندی شده، باسمه‌ای، بی‌دوام، بدساخت، پوشالی

tinkertoy economics

اقتصاد پوشالی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن