دیکشنری فارسی

Tinkertoy

معنی فارسی

تينکر توي سر هم بنديشده باسمه اي بيدوام بدساخت پوشالي

معنی کامل و مثال‌ها

/tiŋk´ǝr toi´/n., adj.

(نام بازرگانی قطعات چوبی که کودکان باید به هم سوار کنند و از آن اسباب بازی بسازند) تینکر توی

(T کوچک) سر هم بندی شده، باسمه‌ای، بی‌دوام، بدساخت، پوشالی

tinkertoy economics

اقتصاد پوشالی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن