Tom (1)
معنی کامل و مثالها
/täm/n., vi.
● (امریکا - عامیانه - زننده) سیاهپوست مطیع و سربراه (رجوع شود به: Uncle Tom)
● (سیاهپوست) مطیع و سربراه بودن
/täm/n., vi.
● (امریکا - عامیانه - زننده) سیاهپوست مطیع و سربراه (رجوع شود به: Uncle Tom)
● (سیاهپوست) مطیع و سربراه بودن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن