دیکشنری فارسی

Tom (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/täm/n., vi.

● (امریکا - عامیانه - زننده) سیاهپوست مطیع و سربراه (رجوع شود به: Uncle Tom)

● (سیاهپوست) مطیع و سربراه بودن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن