a (1)
معنی کامل و مثالها
/ǝ/adj., indefinite article
● (پیش از واژههایی که با حرف صدادار آغاز میشوند تبدیل به an میشود)
● یک، یک عدد، - ی (یای نکره یا وحدت)
I see a man
مردی را میبینم.
once a day
روزی یکبار
a Mr. Smith called you yesterday
مردی به نام آقای اسمیت دیروز به شما تلفن زد.
an apple
یک سیب
a city
یک شهر
a hundred and fifty thousand
یکصد و پنجاه هزار
● هر، هر یک
* a few
معدودی، چندتا، چند عدد
* a good (or great) many
بسیار، خیلی، زیاد
a good many of them were sick
تعداد کثیری از آنها بیمار بودند.