a certain person معنی فارسی يک شخصي واژههای دیگر با معنی «يک شخصي» enterpreneur شخصي که يک سازمان تجاري را پايه گذاري، کرده و اداره مي کند pc-dos يک سيستم عامل ديسک براي کامپيوتر شخصي، IBM personal computing محاسبات شخصي، استفاده از يک کامپيوتر شخصي COM port [درگاه COM]، يک درگاه ارتباطي در کامپيوتر شخصي که مودم به آن متصل ميشود. VL-bus حروف اختصاري VESA local bus، نوعي معماري گذرگاه، محلي است که به وسيله Video Electronics Standard PDA حروف اختصاري Personal Digital Assistant، نام نوعي، کامپيوتر دستي سبک وزن است که براي کاربردهاي شخصي HGC حروف اختصاري Hercules Graphics Card (کارت، گرافيکي هرکولس)، يک آداپتور (تطبيق دهنده) ويدئويي atari نام نوعي از کامپيوترهاي شخصي و وسائل، جانبي مشهور که توسط شرکت ATARI توليد، مي شود xmodem يک پروتکل انتقال فايل غير همزمان براي، کامپيوترهاي شخصي که انتقال سالم فايل ها، را از طريق سيستم تلفن آسان تر مي سازد leading edge model يک ميکروکامپيوتر کم هزينه که با، کامپيوتر شخصي IBM سازگار است