a contract معنی فارسی مزارعه واژههای دیگر با معنی «مزارعه» contract of farmletting مزارعه، قرارداد مزارعه farmletting مزارعه، عقد مزارعه profits a prendre حقوق ناشي از مزارعه، در CL عامل در حق علف چر و ساير منافع، حاصله از زمين هم ذيحق مي شود