دیکشنری فارسی

a fifth of the net income

معنی فارسی

خمس يک پنجم درآمد

واژه‌های دیگر با معنی «خمس»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن