a leading religious authority معنی فارسی امام واژههای دیگر با معنی «امام» imam or imaum امام، پيشوا، جانشين imam امام، پيشوا. spiritual leader امام friday prayer leader امام جمعه Mahdi حضرت مهدي، امام دوازدهم pontiff کاهن بزرگ، اسقف کشيش بزرگ، امام