a payment معنی فارسی مساعده پرداخت مساعده واژههای دیگر با معنی «مساعده» casual payment مساعده، پيش پرداخت imprest fund اعتبار مساعده، اعتبار مربوط به پرداخت مساعده imprest پيش پرداخت، مساعده، پولي که دولت بکسي ميدهدتاکاري را انجام دهد money in advance بيعانه، پيش پرداخت، مساعده bridging-leon اعتبار موقت، وام کوتاه مدت، وام موقت accommodation تطبيق، جا، منزل