a potent معنی فارسی توانا همه چيز توان قادر مطلق واژههای دیگر با معنی «توانا» able توانا، لايق، آماده puissant توانا، قادر، مقتدر able bodied توانا، نيرومند، قوي بنيه potent توانا، قوي، مقتدر prepotent بسيار توانا، داراي قدرت کامل، نيرومندتر از ديگران omnipotent توانا بر همه چيز، همه چيز توان، قادر مطلق enabling signal علامت توانا سازي. youths of puissance جوانان توانا يا نيرومند mightier نيرومند، توانا، زور مند mightiest نيرومند، توانا، زور مند