a proper noun معنی فارسی اسم خاص اسم علم واژههای دیگر با معنی «اسم خاص» proper noun اسم خاص. partlet اسم خاص مرغ gordon اسم خاص مذکر، چارلز جورج گردون ژنرال انگليسي که در چين، و مصر و سودان خدمت کرد lukan اسم خاص مذکر، وابسته به لوقا، وابسته بانجيل لوقا Albert اسم خاص مذکر، پرنس آلبرت شوهر ويکتوريا ملکه ي انگليس godwin اسم خاص مذکر، ماري ولستون کرافت گادوين، ويليام گادوين Maximilian اسم خاص مذکر، نام چند تن از امپراطوران اتريش و غيره Irving اسم خاص مونث، واشنگتن اروينگ نويسنده ي امريکايي Frederick اسم خاص مذکر، نام چندتن از شاهان آلمان وپروس Edward اسم خاص مذکر، نام چند تن از پادشاهان انگليس