a sixes معنی فارسی دو شش شش جفت واژههای دیگر با معنی «دو شش» double pneumonia آماس هر دو شش six d. pencils شش دو جين مداد tedradynamous داراي شش پرچمي که دو پرچمش بلندتر باشد. double sixes جفت شش، دو شش curtis cup جام بين المللي گلف (هر دو سال يک بار، بين شش تيم زنان انگليسي و امريکايي) half a d. شش تا، نيم دو جين