دیکشنری فارسی

a tempo

معنی کامل و مثال‌ها

/ä tem´pō/

● (دستور نواختن موسیقی) به وزن پیشین برگردید

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن